جمعه 91 مرداد 6 :: 4:48 صبح :: نویسنده : مائده احسانی نیا
فریب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،دروغ و خیانت، جاهطلبی و ... هر کس چیزی میخرید . و در ازایش چیزی میداد. بعضیها تکهای از قلبشان بعضیها ایمانشان را میدادند میخندید. . . موضوع مطلب :
جمعه 91 مرداد 6 :: 4:48 صبح :: نویسنده : مائده احسانی نیا
. سیره حکومتی امام عصر.عج. اگرچه پس از ظهور امام عصر.ع. عدالت وامنیّت واقعی به طور کامل و فراگیر بر جهان حکمفرما شده و مردم در رفاه و آسایش و نعمت های بی کران خداوند غوطه ور خواهند بود؛ امّا ولّی خدا و امیر عالم هستی حضرت مهدی.عج. همانند جدّ بزرگوارشان حضرت امیر المومنین.ع. زندگی بسیار ساده و بی آلایشی خواهند داشت.
مفضّل – که از اصحاب و یاران برجسته امام صادق.ع. است – می گوید: نزد حضرت صادق.ع. در طواف بودم که ایشان به من نگاه کرده و فرمودند:
ای مفضّل؛ چرا تو را غمگین و رنگ پریده می بینم؟
عرض کردم: فدایت شوم؛ به بنی عبّاس توجه می کنم و به آنچه از حکومت و سلطنت و بزرگی که در اختیارشان است؛ اگر این اختیارات در اختیار شما بود ما هم به همراه شما سهمی در آن ها داشتیم.
امام.ع. فرمود:
ای مفضّل؛ آگاه باش اگر آن طوری باشد ( و حکومت در دست ما باشد) ، چیزی جز سیاست شب، تلاش روزانه، خوردن غذای سخت و پوشیدن لباس خشن همانند امیر مومنان.ع. نخواهند بود، در غیر این صورت آتش است.
عمرو بن شمرو – یکی دیگر از اصحاب امام صادق.ع. – می گوید: من نزد حضرت صادق.ع. در خانه ایشان بودم در حالی که خانه پر از جمعیت بود. مردم سئوال های خود را از ایشان می پرسیدند و حضرت نیز به هر سئوال پاسخ می فرمودند. من در گوشه خانه گریه ام گرفت. امام.ع. فرمودند: ای عمرو؛ چه چیز تو را به گریه انداخته است؟
عرض کردم؛ فدایت شوم؛ آیا در میان امّت کسی مانند شما وجود دارد، در حالی که درب خانه به روی شما بسته شده و پرده بر شما افکنده شده است؟
(کنایه از شدّت فشار حکومت بنی عبّاس است.)
امام .ع. فرمودند:
ای عمرو؛ گریه نکن، ما هم اکنون غذای خوب می خوریم و لباس راحت می پوشیم؛ امّا اگر آنچه می گویی (حکومت) واقع شود کاری نمی ماند جز خوردن غذای سخت (خشک) و پوشیدن لباس خشن مانند امیر مومنان حضرت علیّ بن ابی طالب.ع. ، در غیر اینصورت زنجیرهای آتشین چاره کار است.
امام صادق.ع. درباره زندگی امام عصر.ع. می فرمایند:
به خدا سوگند؛ او جامه ای درشت و خشن می پوشد، و خوراک خشک و ناگوار می خورد.
حضرت ثامن الحجج علیّ بن موسی الرّضا.ع. می فرمایند:
.... وقائم.ع. جز جامه درشت(خشن)نخواهد پوشید، و جز خوراک سخت نخواهد خورد.
این، روش سایر انبیاء و اولیاء بود که به گاه ریاست و حکومت بر خلق، در پیش می گرفتند.
در روایت آمده است: جناب سلیمان با آن سلطنت عظیم، لباس مویین می پوشید.
چون شب فرا می رسید دست های خود را به گردن می بست و تا صبح برپا ایستاده و گریه می کرد. گذران زندگی او از زنبیلی بود که به دست خود می بافت و می فروخت و پادشاهی را بدان منظور جلب کرد که بر سلاطین کافر غلبه پیدا کند و آنان را به اسلام در آورد.
در حدیث است که خداوند تعالی به حضرت داود.ع. وحی کرد که: ای داود؛ تو نیکو بنده ای برای ما هستی( تنها ایراد تو آن است که) از دسترنج خود نمی خوری و از بیت المال ارتزاق می کنی.
چون این پیغام خداوند متعال به حضرت داود.ع. رسید بسیار گریه کرد. پس خدای تعالی به آهن وحی کرد که همچون موم در دستان بنده ما-داود- نرم باش.
از آن پس، حضرت داود.ع. هر روز یک زره به دست خود می ساخت و به هزار درهم می فروخت تا آنکه سیصد و شصت زره ساخت و به سیصد و شصت هزار درهم فروخت و از بیت المال بی نیاز گردید؛ چنان که قرآن کریم از نرم شدن آهن در دستان حضرت داود.ع. خبر داده است.
و حضرت امیر المومنین.ع. در «نهج البلاغه» می فرماید:
.... اگر خواهی تاسّی به داود - صاحب مزامیر- کن که زبور رابه آواز خوش می خواند و قاری اهل بهشت خواهد بود. به راستی که به دست خود از برگ خرما زنبیل ها را به بازار می برد و می فروشد؟ و از قیمت آن، نان جو می خرید و تناول می کرد. ادامه دارد... موضوع مطلب :
جمعه 91 مرداد 6 :: 4:43 صبح :: نویسنده : مائده احسانی نیا
موضوع مطلب :
دوشنبه 91 مرداد 2 :: 1:11 صبح :: نویسنده : مائده احسانی نیا
موضوع مطلب : |